فرنودن
سود بردن، بهره یافتن، یا مفید بودن. این واژه در فارسی کهن به معنی «سودمند شدن» یا «فایده داشتن» به کار میرود.
مترادفها
پایین آوردن، فرو فرستادن، پایین راندن
جمله سازی با فرنودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی خورشید در افق به آرامی شروع به فرنودن کرد، آسمان پهناور رنگهای زیبایی از نارنجی و ارغوانی را به خود گرفت.
💡 در داستانهای کهن، همیشه پیش از اینکه ماه شروع به فرنودن در دل شب کند، تمام پرندگان به لانه خود بازمیگشتند.
💡 شاعر با توصیف لحظه فرنودن ستارگان در افق، سعی داشت فضای غمانگیز و آرام شب را برای شنوندگان به تصویر بکشد.