زل زده
خیره شده، چشم دوخته، ثابت نگاه کرده. این صورت معمولاً برای توصیف حالتِ نگاهِ طولانی و بیحرکت به کار میرود.
مترادفها
مات و مبهوت، گیج، منگ، مبهوت
متضادها
هشیار، هوشیار
جمله سازی با زل زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او ساعتها به دریای خروشان خیره شده بود و انگار زل زده بود به افقی که با آسمان پیوند خورده بود.
💡 وقتی حقیقت تلخ را شنید، برای لحظاتی زل زده بود به دیوار اتاق و نمیتوانست هیچ واکنشی از خود نشان دهد.
💡 کودک با چشمان درشتش به پروانههای رنگارنگ زل زده بود و با هیجان تمام آنها را دنبال میکرد.