تخریبی
وابسته به تخریب؛ چیزی که موجب ویرانی، آسیب یا از بین رفتن میشود. همچنین میتواند برای توصیف رفتار، عملیات یا اثرهایی به کار رود که ماهیت خرابکننده دارند.
مترادفها
ویرانگر، مخرب، نابودکننده
متضادها
سازنده
جمله سازی با تخریبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروهای امدادگر بلافاصله پس از وقوع زلزله به منطقه رفتند تا از آثار تخریبی این حادثه طبیعی و آسیبهای وارده به ساختمانها جلوگیری کنند.
💡 برخی از نظریات فلسفی دارای دیدگاههای تخریبی نسبت به ساختارهای سنتی جامعه هستند و بر تغییر بنیادین و ریشهای تمامی قوانین تاکید دارند.
💡 اثرات تخریبی آلودگیهای زیستمحیطی در اقیانوسها، باعث از بین رفتن بسیاری از گونههای دریایی و برهم خوردن توازن اکوسیستمهای حساس شده است.