برچینش
عملِ برچیدن، جمعکردن یا ساماندادن دوبارهٔ اشیا و عناصر. گاهی هم به معنای چیدمان یا نظمبخشیِ دوباره پس از جمعآوری به کار میرود.
مترادفها
چیدمان، گزینش، انتخاب
متضادها
آشفتگی، بینظمی، پراکندگی
عملِ برچیدن، جمعکردن یا ساماندادن دوبارهٔ اشیا و عناصر. گاهی هم به معنای چیدمان یا نظمبخشیِ دوباره پس از جمعآوری به کار میرود.
چیدمان، گزینش، انتخاب
آشفتگی، بینظمی، پراکندگی