دستچه
دستهی کوچک، یا مجموعهای کوچک از چیزی که به هم بسته شده باشد. گاهی برای اشاره به بستهای کوچک از برگ، چوب، کاغذ یا اشیا مشابه هم به کار میرود.
مترادفها
دسته، دستگیره
جمله سازی با دستچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام باز کردن درِ قدیمی و سنگین این کتابخانه، باید مراقب بود که دستچهٔ آهنی آن به دلیل فرسودگی ممکن است از جا کنده شود.
💡 او با دقت تمام دستچهٔ چوبی تسبیح خود را لمس میکرد و در حالی که در حال دعا بود، به افکار خود فکر میکرد.
💡 او برای باز کردن قفسه قدیمی، ابتدا سعی کرد دستچهٔ فلزی آن را بچرخاند، اما به دلیل زنگزدگی، حرکت بسیار دشواری بود.