چسو

مترادف‌ها

چشم‌چرانی، زل زدن

متضادها

درستکار، صادق، امانت‌دار

لغت نامه دهخدا

چسو. [ چ ُ ] ( نف / ص نسبی ) چسونه در تداول عامه، آنکه فسوه بسیار دهد. آنکه بسیار تس دهد. آنکه فسوه بسیار کند. رجوع به چس و چسونه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه چس بسیار کند کسی که فسوه بسیار دهد.

کلمات مرتبط