گانداده
متضادها
پاکگویی، ادب
لغت نامه دهخدا
گانداده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از مرد بدفعل و نیز بمعنی قحبه. ( آنندراج ). رجوع به گانگاه شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از مرد
پاکگویی، ادب
گانداده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از مرد بدفعل و نیز بمعنی قحبه. ( آنندراج ). رجوع به گانگاه شود.
کنایه از مرد