چنباتمه نشستن

مترادف‌ها

چهارزانو نشستن

متضادها

ایستادن

لغت نامه دهخدا

چنباتمه نشستن. [ چُم ْ م َ / م ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) چنباتمه زدن. چمباتمه نشستن. به چک نشستن. چندک زدن.پس زانو نشستن. سرپا نشستن و زانو در بغل گرفتن. رجوع به چمباتمه نشستن و چنباتمه و چنباتمه زدن شود.

کلمات مرتبط