لغت نامه دهخدا
چق چق کردن. [ چ َ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با زدن چیزی به چیز دیگر صدا وآواز برآوردن. || در اصطلاح مردم مشهد و اهالی بعضی از شهرستانها و روستاهای خراسان، عیش و عشرت و شادی و خوشی کردن؛ چنانکه گویند: دیشب رفتیم وچق چق کردیم. یا آنکه گویند: بیا برویم چق چق کنیم.