لغت نامه دهخدا
نواهس. [ ن َ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ظاهراً ج ِ ناهسه است، اما در فرهنگهای عربی ِ به دسترس ما چنین جمعی دیده نشد: به ضیافت خانه عقارب نواهس و حیات لواحس بشتافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 456 ). و رجوع به نَهْس شود.
نواهس. [ ن َ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ظاهراً ج ِ ناهسه است، اما در فرهنگهای عربی ِ به دسترس ما چنین جمعی دیده نشد: به ضیافت خانه عقارب نواهس و حیات لواحس بشتافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 456 ). و رجوع به نَهْس شود.