مجهض

مترادف‌ها

سقط شده

لغت نامه دهخدا

مجهض. [ م ُ هََ ] ( ع ص ) بچه افتاده. ( منتهی الارب ). بچه سقط شده و از شکم افتاده. ( ناظم الاطباء ).
مجهض. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) ناقه که بچه تمام خلقت افکند که پشم برآورده باشد. ج، مجاهیض. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ناقة مجهض؛ماده شتری که بچه تمام خلقت افکند. ج، مجاهض و مجاهیض و چنین است ناقة مجهضة. || چیره شونده بر کسی برای خلاصی دیگری. و رجوع به اجهاض شود. || شتاباننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با مجهض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بررسی‌های پزشکی مربوط به سلامت مادر، تشخیص زودهنگام شرایط مجهض بودن جنین می‌تواند از بروز عوارض جدی برای سلامت بانوان جلوگیری کند.

💡 پزشکان متخصص تأکید دارند که مراقبت‌های دوران بارداری برای جلوگیری از بروز حالت مجهض، اهمیت حیاتی و بسیار بالایی برای سلامت مادر دارد.

💡 گزارش‌های علمی نشان می‌دهند که برخی عوامل محیطی و استرس‌های شدید ممکن است باعث بروز وضعیت مجهض در دوران حساس بارداری شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران