لاقط

مترادف‌ها

گیرنده، دریافت‌کننده، جمع‌کننده

متضادها

رهاکننده، پاشیدنی

لغت نامه دهخدا

لاقط. [ ق ِ ] ( ع ص ) رفوگر. || بنده آزاد کرده و ماقط بنده لاقط و ساقط بنده ماقط و منه بنو ساقطبن ماقطبن لاقط. ( منتهی الارب ). || چیننده. برچیننده. از زمین برگیرنده.

فرهنگ فارسی

رفوگر. بنده آزاد کرده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران