قنباد
مترادفها
گنبد، برج
لغت نامه دهخدا
قنباد. [ ] ( ع اِ ) قندباقلی شیح ارمنی است که درمنه ترکی نامند. ( فهرست مخزن الادویة ).
جمله سازی با قنباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معماران باستانی با استفاده از محاسبات دقیق ریاضی، توانستند بزرگترین و زیباترین قنباد را بر فراز این بنای تاریخی و باشکوه در قلب شهر بنا کنند.
💡 وقتی به آن مسجد قدیمی نگاه میکنید، شکوه و عظمت قنباد طلایی آن شما را به یاد دوران طلایی معماری در قرنهای گذشته میاندازد.
💡 مهندسان امروز تلاش میکنند تا با استفاده از تکنولوژیهای نوین، ساخت قنبادهای بسیار وسیع را بدون نیاز به ستونهای میانی و با استحکام بالا انجام دهند.