سیلگاه

لغت نامه دهخدا

سیلگاه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) موضعی که سیل در آن واقع شود. ( آنندراج ). محل سیل. ( ناظم الاطباء ). زمینی که سیل در آن جریان یابد. سیل گیر. ( فرهنگ فارسی معین ). مسیل. معبر سیل. || کنایه از دنیا. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
از این سیلگاهم چنان ده گذر
که پل نشکند بر من از رودبار.نظامی.رجوع به سیلگه شود.

فرهنگ عمید

زمینی که سیل در آن جاری شود، سیل گیر، سیل خیز، سیلاب گیر، جای سیل، محل سیل.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
علت
علت
چسی
چسی
حسبی الله و نعم الوکیل
حسبی الله و نعم الوکیل
فال امروز
فال امروز