حویجاء

لغت نامه دهخدا

حویجاء. [ ح ُ وَ ] ( ع اِ ) حاجت. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ما فیه حویجاء ولالویجاء؛ اَی حاجة. ( مهذب الاسماء ). رجوع به حوجاء شود. || راه مخالف پیچیده: خذ حویجاء من الارض؛ اَی طریقاً مخالفاً ملتویا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز