تصفیح

لغت نامه دهخدا

تصفیح. [ ت َ ] ( ع مص ) پهن کردن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). پهن گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || فرش کردن مکانی با سنگ های پهن. ( از اقرب الموارد ). || دست بر هم زدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). تصفیق. چپک. چپه. چپه زدن. چپک زدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به تصفیق شود.

فرهنگ فارسی

پهن کردن چیزی پهن گردانیدن چیزی را

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز