لغت نامه دهخدا
بشتام. [ ب ِ ] ( اِ ) بمعنی بشتالم است که طفیلی باشد. ( برهان ) ( از جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ) ( از رشیدی ) ( از مؤید الفضلاء ) ( سروری ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 206 و بشتالم شود.
بشتام. [ ب ِ ] ( اِ ) بمعنی بشتالم است که طفیلی باشد. ( برهان ) ( از جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ) ( از رشیدی ) ( از مؤید الفضلاء ) ( سروری ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 206 و بشتالم شود.
( اسم ) طفیلی انگل.