انفجاق

مترادف‌ها

انفجار، ترکیدن، گسیختن

لغت نامه دهخدا

انفجاق. [ اِ ف ِ ] ( ع مص )اتساع. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به انفحاق شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران