اصطراک

مترادف‌ها

اشتراک، هم‌پوشانی

متضادها

انفصال، جدایی

لغت نامه دهخدا

اصطراک. [ ] ( معرب، اِ ) حب الغول. شجره لُبنی. شجره مریم. عبهر. میعه. و رجوع به اصطرک شود.

جمله سازی با اصطراک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در جریان مذاکرات دیپلماتیک طولانی میان دو کشور همسایه، اصطراک منافع اقتصادی و سیاسی باعث شده است که روند دستیابی به یک توافق صلح‌آمیز و پایدار بسیار دشوار گردد.

💡 تحلیلگران معتقدند که اصطراک دیدگاه‌های مختلف در شورای امنیت سازمان ملل، مانع از اتخاذ تصمیمات قاطع و فوری در مورد بحران‌های انسانی در مناطق جنگ‌زده جهان می‌شود.

💡 در فیزیک، اصطراک دو جسم در حال حرکت با سرعت‌های بسیار بالا می‌تواند منجر به انتقال انرژی عظیم و تغییر ناگهانی در مسیر حرکت هر دو جسم شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران