خردق تصویر معنی خردق لغت نامه دهخدا خردق. [ خ َ دَ ] ( معرب، اِ ) شوربا. معرب است از خوردیگ. ( از منتهی الارب ). شوربا معرب است از خردیگ. ( آنندراج ). کلمات مرتبط خوز هرج شورباج خوردیک جوزینخ ناخذا گزارش محتوای نامناسب