فاریختن تصویر معنی فاریختن لغت نامه دهخدا فاریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) واریختن. فروریختن. رجوع به تاج المصادر بیهقی ( باب افتعال: ارتجاس )، و ریختن شود. فرهنگ عمید فروریختن. فرهنگ فارسی ( مصدر ) واریختن فرو ریختن.