نسیئه

مترادف‌ها

نسیه، قرض

متضادها

نقد

لغت نامه دهخدا

( نسیئة ) نسیئة. [ ن َ ءَ ] ( ع اِ ) درنگ و تأخیر. ( صراح ) ( از منتهی الارب ). درنگی و تأخیر. ( ناظم الاطباء ).تأخیر. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). نساءة. تأجیل. ( از المنجد ). || نسیه. رجوع به نسیه شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) خریدوفروش کالایی بوعده پسادست ۲ - ( صفت ) آنچه که بوعده فروخته شود مقابل نقد: کان نسیه واین بهشت نقداست آن روضه نهان واین عیانست. ( وحشی بافقی.چا.امیرکبیر۳ ) ۱۷۷ - بطوروعده: هیچکس نسیه بنفروشدبدو قرض ندهدهیچکس اوراتسو. ( مثنوی.نیک.۲۸۲:۱ )

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] نسیئه مأخوذ از «نسیء» و آن به معنای تأخیر است گفته می شود: «أنسأت الشیء انساء اذا أخرته» و نسیئه اسمی است که بجای مصدر نهاده شده است.
۱. ↑ شرح لمعه، ج۱، ص۲۹۳.
جابری عرب لو، محسن، فرهنگ فقه اصطلاحات اسلامی، ص۱۷۳.

جمله سازی با نسیئه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سیستم‌های معاملاتی قدیمی، فروش کالا به صورت نسیئه یکی از روش‌های رایج برای تسهیل تجارت بین بازرگانان و مشتریان مختلف بود.

💡 بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک در دوران‌های گذشته برای بقای خود، ناچار بودند بخشی از کالاهای خود را به صورت نسیئه به مشتریان بفروشند.

💡 مدیریت دقیق بدهی‌های ناشی از معاملات نسیئه، یکی از چالش‌های اصلی در اقتصاد سنتی بود که نیازمند اعتماد متقابل بین طرفین بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران