ناحسابی کردن
مترادفها
مبالغه کردن، بزرگنمایی کردن
لغت نامه دهخدا
ناحسابی کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حق و حساب رعایت نکردن. زور گفتن. بدحسابی کردن.
مبالغه کردن، بزرگنمایی کردن
ناحسابی کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حق و حساب رعایت نکردن. زور گفتن. بدحسابی کردن.