مواق تصویر معنی مواق لغت نامه دهخدا مواق. [ ] ( اِ ) بیکار باشد. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 249 ).مواق. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مُؤْق. ( منتهی الارب ماده م ٔق ). رجوع به مؤق شود. کلمات مرتبط مسالق سلاع مواقد مغالیق امواق مزالق