تعانیق
مترادفها
آغوش کشیدن، در آغوش گرفتن، بغل کردن
متضادها
جدایی
لغت نامه دهخدا
تعانیق. [ ت َ ] ( ع مص ) ج ِ تعنوق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به تعنوق شود.
آغوش کشیدن، در آغوش گرفتن، بغل کردن
جدایی
تعانیق. [ ت َ ] ( ع مص ) ج ِ تعنوق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به تعنوق شود.