لغت نامه دهخدا
باذنجانی. [ ذَ ] ( اِخ ) یاقوت گوید محمدبن حسن باذنجانی نحوی، از مردم مصر بود و بروزگار کافور می زیست. و گوید گمان میکنم وی بقریه باذنجانیه منسوب باشد. ( معجم البلدان ). و رجوع به تاج العروس شود.
باذنجانی. [ ذَ ] ( اِخ ) یاقوت گوید محمدبن حسن باذنجانی نحوی، از مردم مصر بود و بروزگار کافور می زیست. و گوید گمان میکنم وی بقریه باذنجانیه منسوب باشد. ( معجم البلدان ). و رجوع به تاج العروس شود.