والامنزلت
مترادفها
عالیرتبه، بلندمرتبه، والا، محترم، شریف، باوقار، معتبر، عالی، بااقتدار
متضادها
پست، خوار، فرومایه، بیمنزلت
لغت نامه دهخدا
والامنزلت. [ م َ زِ ل َ ] ( ص مرکب ) کسی که جای و مقام وی بلند و رفیع بود. ( ناظم الاطباء ). والامرتبت.
عالیرتبه، بلندمرتبه، والا، محترم، شریف، باوقار، معتبر، عالی، بااقتدار
پست، خوار، فرومایه، بیمنزلت
والامنزلت. [ م َ زِ ل َ ] ( ص مرکب ) کسی که جای و مقام وی بلند و رفیع بود. ( ناظم الاطباء ). والامرتبت.