مؤانس
متضادها
بیگانگی، دوری، غریبگی
لغت نامه دهخدا
مؤانس. [ م ُ آ ن ِ ] ( ع ص ) انس دهنده. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
انس دهنده.
بیگانگی، دوری، غریبگی
مؤانس. [ م ُ آ ن ِ ] ( ع ص ) انس دهنده. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
انس دهنده.