تصعیب
مترادفها
دشوار کردن، سخت کردن
متضادها
تسهیل، آسان کردن
لغت نامه دهخدا
تصعیب. [ ت َ ] ( ع مص ) دشوار گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دشوار گردانیدن چیزی را
دشوار کردن، سخت کردن
تسهیل، آسان کردن
تصعیب. [ ت َ ] ( ع مص ) دشوار گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
دشوار گردانیدن چیزی را