اقربون
مترادفها
نزدیکان، خویشاوندان، محرمان
لغت نامه دهخدا
اقربون. [ اَ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اقرب در حالت رفعی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقرب شود.
نزدیکان، خویشاوندان، محرمان
اقربون. [ اَ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اقرب در حالت رفعی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اقرب شود.