ارشاء

مترادف‌ها

رشوه دادن

لغت نامه دهخدا

ارشاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَشَاء، به معنی آهوبره که قوی گردد و با مادر برفتار آید.
ارشاء.[ اِ ] ( ع مص ) رشوه دادن. ( منتهی الأرب ). پاره دادن حاکم یا قاضی را. || خاریدن پس شتر و ارشه ارشه گفتن تا بدود. ( منتهی الأرب ). || ارشاء دلو؛ رسن بر دلو بستن. رسن بستن بر دلو. ( منتهی الأرب ). دلو را رسن بستن. دلو را رسن ساختن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ارشاء فصیل؛ شیر دادن شتربچه را. ( منتهی الأرب ). شیر دادن اشتربچه. ( تاج المصادر بیهقی ). || بچه شیر دادن. || ارشاء قوم در قتل کسی؛ شریک شدنشان در خون او: ارشی القوم فی دمه. ( منتهی الأرب ). || ارشاء قوم بسلاح خویش در خون کسی؛ راست کردن قوم سلاح خود را در خون وی: ارشی القوم بسلاحهم دمه. || ارشاء حنظل؛ دراز شدن شاخهای حنظل. ( منتهی الأرب ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) رشوه دادن.

ویکی واژه

رشوه دادن.

جمله سازی با ارشاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قوانین کیفری کشور، جرم ارشاء یکی از جرایم سنگینی محسوب می‌شود که می‌تواند منجر به مجازات‌های حبس و جریمه‌های نقدی شود.

💡 مبارزه با فساد اداری نیازمند اجرای دقیق قوانین مربوط به ارشاء و ایجاد نظارت‌های مستمر بر تمامی فعالیت‌های بخش‌های دولتی است.

💡 هرگونه تلاش برای ارشاء مسئولان جهت دستیابی به منافع شخصی، از نظر اخلاقی و قانونی به شدت محکوم و قابل پیگرد است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران