چربکاری
مترادفها
چاپلوسی، تملق
متضادها
صداقت، راستگویی
لغت نامه دهخدا
چربکاری. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) دیزی پزی و کله پزی و مانند اینها. || ( اِ مرکب ) محل این گونه اغذیه.
جمله سازی با چربکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او برای به دست آوردن امتیازات بیشتر در جلسه، شروع به چربکاریهای بیهوده با مدیر شرکت کرد که باعث شد همه حضور او را ناخوشایند بدانند.
💡 نباید اجازه دهیم افراد با چربکاریهای مداوم و استفاده از جملات چاپلوسانه، تصمیمات درست و منطقی ما را در محیط کار تحت تأثیر قرار دهند.
💡 در دنیای سیاست، چربکاری گاهی ابزاری برای فریب افکار عمومی است که باید با دقت و هوشمندی نسبت به آن برخورد کرد.