مدخن

مترادف‌ها

دودآلود، دودی

متضادها

صاف، شفاف، بی‌دود

لغت نامه دهخدا

مدخن. [ م َ خ َ ] ( ع اِ ) موضع الدخان. ( اقرب الموارد ). جائی که از آن دود خارج می گردد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدخنه شود.
مدخن. [ م ُ خ ِ ]( ع ص ) زراعتی که دانه آن سخ-ت ش-ود. ( آنندراج ). غله سخت دانه شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ادخان شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران