قناسل تصویر معنی قناسل مترادفها تکتیراندازها لغت نامه دهخدا قناسل. [ ق َ س ِ ] ( معرب، اِ ) ج ِ قونسول. رجوع به کنسول و قنسل و قونسول شود. کلمات مرتبط اسقنقر قنصلیه قواثوس قنابع قساطیل قساور قنجل گزارش محتوای نامناسب