فژگنده

لغت نامه دهخدا

فژگنده. [ ف َ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) فژغنده. پلید. چرکن. چرک آلود. ( برهان ). رجوع به فژ، فژه،فژاکن، فژاگن، فژاگین، فژغنده، فژگند و فژگن شود.

رواء یعنی چه؟
رواء یعنی چه؟
وافور یعنی چه؟
وافور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز