فرغاریدن

لغت نامه دهخدا

فرغاریدن. [ ف َ دَ ] ( مص ) چیزی را خوب تر کردن و خیسانیدن در آب و غیره. رجوع به فرغار کردن شود. || به هم سرشتن و آغشته کردن. ( برهان ). رجوع به فرغار و فرغردن شود.

فرهنگ معین

(فَ رْ دَ ) (مص م. ) ۱ - خیسانیدن. ۲ - سرشتن.

فرهنگ عمید

آغشته کردن با آب یا مایع دیگر، خمیر کردن.

ویکی واژه

خیسانیدن.
سرشتن.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ایچ یعنی چه؟
ایچ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز