شذره
مترادفها
ذره، تکه، قطعه، جواهر، نگین
لغت نامه دهخدا
( شذرة ) شذرة.[ ش َ رَ ] ( ع اِ ) یک پاره زر و آن اخص از شذر است.( منتهی الارب ). یکی شذر. ج، شذرات، شذور. ( از اقرب الموارد ). قطعه ذهب است. پاره ای از زر. ( یادداشت مؤلف ). || مروارید ریزه. ( یادداشت مؤلف ).
شذرة. [ ش َ رَ ] ( اِخ ) ابن محمدبن احمدبن شذره. محدث است. ( منتهی الارب ). || ابوشذره زبرقان صحابی است و نامش حصین بن بدر است. ( از منتهی الارب ). || شذرةالکبیر؛ نام سلسله ای از راویان است. ( ذکر اخبار اصفهان ج 1 ص 345 ).
جمله سازی با شذره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان انبوه اطلاعات پراکنده، یافتن حتی یک شذره از حقیقت تاریخی که بتواند تمام ابهامات موجود در این پرونده پیچیده را برطرف کند، بسیار دشوار است.
💡 او در طول سالهای طولانی تحقیق، توانست شذره شذره از رازهای پنهان این تمدن باستانی را از میان اسناد قدیمی و نوشتههای مفقوده بیرون بکشد.
💡 شاعر در اشعار خود تنها با بیان یک شذره از زیباییهای طبیعت، توانسته است احساسات عمیق و پیچیده انسانی را به بهترین شکل ممکن منتقل کند.