باعذری

لغت نامه دهخدا

باعذری. [ ع َ ] ( اِخ ) باعذرا. ( معجم البلدان ). ناحیتی درکردستان. در فتوح البلدان آمده است: عمربن خطاب، عتبةبن فرقد سلمی را بر موصل فرمانروا کرد در سال بیست هجری، مردم نینوی با او به مقابله پرداختند، او قلعه نینوی را گشود و از دجله گذشت و آنگاه مرج و ارض بانو هذری و باعذری و حبتون و... کلیه پناهگاههای اکراد را گشود. ( از کرد و پیوستگی نژادی او ص 176 ).