متسع

واژه «متسع» یک واژه عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و به معنای وسیع، گسترده، پهناور و دارای گنجایش زیاد است. این واژه از ریشه «س ع ت» گرفته شده که مفهوم وسعت و گشادگی را در خود دارد و در مقابل واژه‌هایی مانند تنگ، محدود و کوچک قرار می‌گیرد. هنگامی که گفته می‌شود مکانی متسع است، منظور این است که آن مکان از نظر فضا باز و گسترده بوده و امکان حرکت یا قرار گرفتن افراد و اشیا در آن به راحتی وجود دارد. این واژه تنها برای مکان‌های فیزیکی به کار نمی‌رود، بلکه می‌تواند برای مفاهیم معنوی، ذهنی یا اجتماعی نیز استفاده شود. برای مثال، ذهن متسع به معنای ذهنی باز، پذیرنده و دارای ظرفیت فکری بالا است که توانایی درک و تحلیل موضوعات مختلف را دارد. در متون ادبی و رسمی فارسی، این واژه برای توصیف گستردگی فضا، زمان یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند دانش و اندیشه به کار می‌رود. این واژه حالتی رسمی و ادبی دارد و بیشتر در نوشته‌های علمی، فلسفی و ادبی دیده می‌شود تا گفتار روزمره. در کاربرد دقیق، متسع بودن نشان‌دهنده نبود محدودیت و وجود ظرفیت و امکان گسترش است. بنابراین، این کلمه به معنای وسیع، گسترده و دارای ظرفیت زیاد است و برای بیان گشادگی و فراخی در فضا، ذهن یا مفاهیم مختلف به کار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

متسع. [ م ُت ْ ت َ س ِ ] ( ع ص ) ( از «وس ع » ) فراخ شونده. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). فراخ و پهن و عریض و گشاد و پهن شده. ( ناظم الاطباء ): طارمی دیدمرتفع و رواقی متسع برکشیده. ( سندبادنامه ص 179 ).
حق تعالی وحی کردش در زمان
مهلتش ده متسع، مهراس از آن.مثنوی.ملک... فرمود تا مصارعت کنند مقامی متسع ترتیب کردند و ارکان دولت و اعیان حضرت و زورآوران اقالیم حاضر شدند. ( گلستان ).
متسع. [ م ُت ْ ت َ س َ ] ( ع ص، اِ ) جای فراخ و گشاد و جزء فراختر و گشادتر. ( ناظم الاطباء ) || ( در اصطلاح هندسه ) در نزد مهندسین عبارت است از سطحی که محاط به نه ضلع متساوی باشد و اگر این اضلاع باهم برابر و مساوی نباشند آن سطح را نه ضلعی گویند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 168 ). || در علم جفر و نزد اهل تکسیر وفقی را گویند که بر هشتاد و یک خانه مشتمل باشد و آن را مربع نه در نه خوانند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ص 168 ). || در اصطلاحات شعری، مسمطی را گویند که هر بندش دارای نه مصراع باشد. و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و مسمط شود.
متسع. [ م ُ س ِ ] ( ع ص ) آنچه بسازد عدد نه را. ( از ناظم الاطباء ). || کسی که خداوند شترانی باشد که نه روز یک نوبت آب خورند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(مُ تَّ س ) [ ع. ] (ص. ) وسیع، گشاد.
(مُ تَ سِّ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - مسمطی که هر بندش دارای نه مصراع باشد. ۲ - سطحی که نه ضلع متساوی آن را احاطه کند.

فرهنگ عمید

گشاد، با وسعت.

فرهنگ فارسی

فراخ شونده، گشاد، باوسعت
( صفت ) ۱ - ( شعر ) مسمطی که هر بندش دارای نن مصراع باشد. ۲ - سطحی که نه ضلع متساوی آنرا احاطه کند. توضیح اگر اضلاع متساوی نباشند آنرا ذوتسعه اضلاع گویند.
آنچه بسازد عدد نه را

ویکی واژه

وسیع، گشاد.
مسمطی که هر بندش دارای نه مصراع باشد.
سطحی که نه ضلع متساوی آن را احاطه کند.

جمله سازی با متسع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دو را دل از تلاقی متسع هم‌دگر را قصه‌خوان و مستمع

💡 حق تعالی وحی کردش در زمان مهلتش ده متسع مهراس از آن

💡 همان رحمت بعالم متسع شد بدون آن تمدن ممتنع شد

💡 معتدل در وی هوا و متسع در وی فضا محدثست از روی معموری ولی باشد قدیم

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
اوت یعنی چه؟
اوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز