لغت نامه دهخدا استادنگاه. [اِ دَ ] ( اِ مرکب ) ایستادنگاه. جای اِستادن. موقف: جیاءة؛ استادنگاه آب. جیه؛ استادنگاه آب. جئه؛ استادنگاه آب. خرنق؛ استادنگاه آب. تنور؛ استادنگاه آب. وادی. جائزه؛ استادنگاه آب کش بر چاه. ( منتهی الارب ).