یک وری

لغت نامه دهخدا

یک وری. [ ی َ / ی ِ وَ ] ( ص نسبی ) یک سمتی. یک سویی. یک جهتی. متمایل به یک جهت.
- یک وری افتادن؛ در تداول عوام، به یک پهلو دراز کشیدن بر زمین. ( یادداشت مؤلف ).
- یک وری شدن کار؛ فیصله یافتن بر یکی از دو صورت مخالف. به یکی از دو صورت استقرار یافتن. ( یادداشت مؤلف ).
- یک وری کردن کار؛ فیصل دادن بر یکی از دو صورت مخالف. ( یادداشت مؤلف ).
- یک وری نگاه کردن؛ به یک چشم نگریستن. ( یادداشت مؤلف ).
|| در تداول عوام، کج. وریب. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. وَ ) (ص نسب. ) یک طرفی، متمایل به یک جهت.

فرهنگ فارسی

(صفت ) یکطرفی متمایل بیک جهت.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز