یراق کرده
مترادفها
آراسته، مجهز شده
متضادها
خالی، عریان
لغت نامه دهخدا
یراق کرده. [ ی َ ک َ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) حاضر و آماده. رجوع به یراق کردن شود.
آراسته، مجهز شده
خالی، عریان
یراق کرده. [ ی َ ک َ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) حاضر و آماده. رجوع به یراق کردن شود.