گوژن
لغت نامه دهخدا
گوژن. [ ژُ ] ( اِخ ) ژان. مجسمه تراش و معمار فرانسوی که بین سال های 1510 و 1514 م. در نرماندی متولد شد و بین سال های 1566 و 1568 م. درگذشت. وی در سالهای 1540 تا 1542در روان بوده، در سالهای 1544 و 1545 منبر کلیسای سن ژرمن لوکسروا و... را در پاریس کنده گری کرد، و درتزیین و آرایش لوور همکاری داشت. گوژن با آنکه در ساختن نقش برجسته ماهر بود از شیوه معماری قرون وسطی به طرف مکتب ایتالیایی فونتن بلو کشیده شده بود و تحت تأثیر آن قرار داشت.
جمله سازی با گوژن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیمار پس از انجام آزمایشهای دقیق خون و سونوگرافی مشخص شد که دچار گوژن شده و نیاز به درمانهای هورمونی دارد.
💡 پزشک متخصص غدد تاکید کرد که برای بهبود وضعیت گوژن، حتماً باید رژیم غذایی حاوی ید را با نظارت کامل دنبال کرد.
💡 بزرگ شدن غده تیروئید که به آن گوژن نیز گفته میشود، میتواند باعث بروز مشکلاتی نظیر تنگی نفس یا مشکلات گوارشی شود.