کوژپشت شدن

مترادف‌ها

خم شدن، قوز کردن

متضادها

راست شدن، صاف ایستادن

لغت نامه دهخدا

کوژپشت شدن. [ پ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حَدَب. احدیداب. تحادب. احدباب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خمیده پشت شدن. و رجوع به کوژپشت و کوژ گشتن شود.

فرهنگ فارسی

حدب. خمیده پشت شدن