کش کش کش

لغت نامه دهخدا

کش کش کش. [ ک ِ ک ِ ک ِ / ک ُ ک ُ ک ُ ] ( صوت ) آوازی که بدان سگ را بر سگی یا بر غریبی آغالند. ( یادداشت مؤلف ). || کلمه ای است که برای آرام کردن طفل شیرخواره گریان و خوابانیدن او گویند و عرب بیسک و ویسک گوید. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آوازی که بدان سگ را بر سگی یا غریبی آغالند. یا کلمه ایست که برای آرام کردن طفل شیر خواره گریان و خوابانیدن او گویند و عرب بیسک و ویسک گوید.