کالبو تصویر معنی کالبو لغت نامه دهخدا کالبو. ( ص ) کالبوی. کالپوی. رجوع به کالبوی شود. فرهنگ معین (ص. ) سرگشته، حیران، نادان. ویکی واژه سرگشته، حیران، نادان. کلمات مرتبط سعبره کوابح کولجه صبتی قهابی قولوقوماطی گزارش محتوای نامناسب