چکنویس

لغت نامه دهخدا

چکنویس. [ چ َ / چ ِن ِ ] ( نف مرکب ) برات نویس و قباله نویس و مستوفی. ( ناظم الاطباء ). صکاک. شروطی. ثبات. و رجوع به چک شود.

فرهنگ معین

(چَ یا چِ نِ ) (ص فا. ) ۱ - برات - نویس. ۲ - قباله نویس. ۳ - مستوفی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بزات نویس. ۲ - قباله نویس. ۳ - مستوفی.

ویکی واژه

برات - نویس.
قباله نویس.
مستوفی.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز