چکمان

مترادف‌ها

کت، جامه، پوشش

لغت نامه دهخدا

چکمان. [ چ َ ] ( اِ ) قسمتی از لباس که روی لباسهاپوشند. ( ناظم الاطباء ). چکمن. و رجوع به چکمن شود.

جمله سازی با چکمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با توجه به بارش شدید برف و باران در این هفته، پوشیدن یک چکمان ضد آب و ضخیم برای پیاده‌روی در فضای باز بسیار ضروری است.

💡 او چکمان بلند و مشکی خود را پوشید و با عجله از خانه خارج شد تا قبل از شروع طوفان به ایستگاه مترو برسد.

💡 طراحی جدید این چکمان با استفاده از پارچه‌های تنفس‌پذیر انجام شده است تا علاوه بر محافظت در برابر باران، راحتی کاربر را نیز در محیط‌های مرطوب حفظ کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران