چهاریار

لغت نامه دهخدا

چهاریار. [ چ َ / چ ِ ] ( اِخ ) چهارخلیفه. خلفای راشدین. چهارگزین:
خسروا هست جای باطنیان
قم و کاشان و آبه و طبرش
آبروی چهاریار بدار
واندرین چارجای زن آتش.؟ ( از راحةالصدور ).به برزاخان گفت به یاری چهاریار باصفا و ده یار بهشتی... میروم و سر شاه عباس را با نوچه های او می آورم. رجوع به چاریار شود. ( حسین کرد ).

فرهنگ عمید

چهار گزین، خلفای اربعه، خلفای راشدین، چهار خلیفه. &delta، ابوبکربن ابی قحافه، عمربن خطاب، عثمان بن عفان، و علی بن ابی طالب.

فرهنگ فارسی

( در اصطلاح اهل سنت ) چهار خلیفه اول خلفای راشدین: ابوبکر عمر عثمان علی ع.
چهار خلیفه. خلفای راشدی. چهار گزین.