چهارپهلو کردن
مترادفها
چهارضلعی کردن
لغت نامه دهخدا
چهارپهلو کردن. [ چ َ / چ ِ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به صورت چهارپهلو درآوردن. || چاق و فربه کردن. رجوع به چارپهلو کردن شود.
فرهنگ فارسی
چیزی را بصورت چهار پهلو در آوردن ٠ یا چاق و فربه کردن ٠